تبليغاتX
کافه رگبار
اولین کافه شبانه روزی در ایران (حتما جای خودتان را از پیش ، رزرو کنید!)

 

امروز صبح برای اولین بار گذارم به ایستگاه متروی تجریش افتاد و با اون به سر کارم اومدم . آقا ، این عمق ایستگاه همچین زیاد بود و پن شیشی تا پله برقی رو رفتیم پایین که یهویی خوف کردم که واقعا اگه این جا رو سرمون خراب بشه عمرا کسی بتونه ما رو از این زیر در بیاره ! عجب عمیق بود برار ،می گن 70متر زیر زمینه و منو به فکر این انداخت که شهردار ما داره خوب کار می کنه ها .

باقرخان دستت درد نکنه برار!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391   توسط آقای رگبار   | 

 

این روزها که گرونی روز به روز افرایش بیشتری پیدا می کنه و داد همه ،از مردم عادی بگیر تا امام جمعه فلان شهر و مراجع تقلید، بلند شده ، سرو صدای مربوط به نهادهای نظارت بر قیمتها مثل سازمان تعزيرات حكومتي و سازمانهای مشابه بیشتر از قبل بلنده که توی خرده فروشی ها می ریزند و مچ بقال و چقال و قصاب و سبزی فروش را می گیرند که آی تو گرون فروختی و در مغازه اش رو پلمب می کنند و  در همه  این مراحل هم دوربین صدا و سیما همراهشونه که مردم خیالشون تخت بشه که دولتشون در مبارزه با گرونی کم نمی ذاره و هرچی هست زیر سر امثال این چند نفر زالوصفته نه سیاستهای ما .

یادم افتاد از این که مادربزرگم فرهنگی بود ، آموزگار دبستان و وقتی در همون دوره قبل از انقلاب سال 55 یا 56 بازنشسته شد بعد از کمی خانه نشینی و حوصله سر رفتن ، با عده ای از هم پالکیهاش میرن و عضو سازمانی در شهرداری می شن که وظیفشون همین مبارزه با گران فروشی بود. اینها می رفتند داخل مغازه های مختلف و اگه کاسبی گران فروشی می کرد اسمش را به سازمان می دادند و احتمالا اون مغازه تا مدتی پلمب می شد . خدا بیامرز روزنامه ای که عکسش رو کنار چند زن دیگه در حالی که داشتن مصاحبه می کردند که چرا اون بقالی رو مامورای شهرداری پمشغول پلمب کردنش بودند انداخته بودند تا آخر عمر نگه داشته بود و گاهی به ما نشون می داد !

می خوام بگم که این مبارزه با گران فروشی به این طریق ، یعنی مبارزه با معلول نه علت ، ریشه ای تاریخی تر از حتی جمهوری اسلامی داره . اما آیا این روشها موفق بوده اند ؟ کافیه یه نگاه سریع به آمار نرخ تورم طي سال‌هاي گذشته بندازین و متوجه بشین که خیر . میانگین تورم در کشور ما با وجود این همه بگیر و بببند همیشه 25% بوده و تورم سالیانه ۲۵٪ یعنی حقوق 500هزارتومنی شما بعد از 4سال می شه حقوق 158هزارتومانی! و جنسی 20هزار تومانی می شه بعد از 4سال ، 49هزار تومان ! و بگذریم از چند ماه اخیر که تورم ۱۰۰درصدی در بسیاری از اقلام رو شاهد بودیم .

تازه این آماریست که دولت خودش اعلام می کرده و گرنه که تورم واقعی که حس هم می شه بیشتر از اینهاست . تعارف که نداریم  ما سومین تورم گنده دنیا و دومین پول کم ارزش دنیا رو داریم . اما با این وجود این کارهای نمایشی باز ادامه داده و ادعا میشه که دست زالو صفتان داره قطع می شه و نتیجه ای هم برای من و شمای ملت قهرمان نداره .

اما راهکار چیست ؟ اصلا راهکاری هم داره ؟ همه پزشکا به ما می گن پیشگیری از مداوا بهتره . نمی گن ؟ فکر نکنم کسی در بدیهی بودن این موضوع کوچکترین شکی داشته باشه . اما واقعا نمی دونم چرا دولتمردای ما از راهکارهای مشخص پیشگیری که در همه دنیا برای کنترل گرانی استفاده می شه استفاده نمی کنن ؟  نرخ تورم و یا همون گرونی در کشورهای دیگه دنیا چنده ؟ این رو می دونین ؟ خلاصه عرض می کنم در سال گذشته مجموعا از 220کشور دنیا ، 18 کشور تورم منفی، 5 کشور تورم صفر و 192 کشور تورم تک‌رقمی داشته‌اند !!

یه کمی وضعیتمون بدتر از افتضاح نیست؟! نیاز به فکرهم نداره ها . ببینین بقیه کجان و ما کجا؟ حالا اون راهکار مشخص پیشگیری اما چیه ؟

راهکار مشخص که در همه جا تجربه شده و جواب هم گرفته ،سياست منظم پولي و كنترل حجم نقدينگي است . به جایش دولتمردای می چه می کنن ؟ درست برعکس این اصل بدیهی اقتصاد عمل کرده و مثلا يارانه نقدي می دهند كه منجر به بدهكار شدن دولت به بانك مركزي شده و كسري بودجه به بار مي‌آورد و طرح‌هاي عمراني ای اجرا می کنند که توجیه اقتصادي ندارند و منجر به بار مالي زياد بر دوش دولت مي‌شود، كه در نتيجه تورم را در پي دارد واعمالی از این دست .

اون وقت جالبیش اینه که ما ادعای این رو داریم که در اقتصاد ما همه چیز رو براهه هیچ مشکلی هم نیست . نه برادر من ، گرونی تا بن استخوان ملت فرو رفته . لطفا با یه نگاه به جایگاه فاجعه بار کشور در بین کشورهای دیگه دنیا ، از منم منم زدن دست کشیده و با این کارنامه تون قبول کنین که اقتصاد سرتون نمیشه . لطفا از نظر کارشناسای دلسوز واقعا استفاده کنین وبکارش ببندین . لطفا تا هممون رو زیر خط فقر از بین نبردین به خودتون بیایین .

لطفا گفتم .

*با استفاده از اطلاعات زهرا کاویانی در مقاله ۲۵اردیبهشت روزنامه دنیای اقتصاد

 ....

کامنت برگزیده

عصرونه گفته : به خودمون بیایم یعنی دقیقا چیکار کنیم ؟راه حل بدید لطفا ، اینکه اقایون والا حضرتی کاری نمیکنند که نشد استدلال .
من که وقتی میبینم گرون شده کمتر میخرم فقط و فقط به اندازه همین امروزم !!!!! یخچالم همیشه خالیه ، فریز خالی ، طوریکه پدر مادرم فکر میکنند ما مشکل مالی داریم !!!
من وقتی میرم خرید 2تا گوجه بر میدارم 2تا خیار فقط به اندازه یک وعده ، اصلا هم خجالت نمیکشم
اگه مردم نخرند و یه اعتصاب همه گیر و واقعی کنن و مثلا مدتی جنس نخرند درست میشه منتها من از روبروی فروشگاهها که رد میشم چرخهای خرید پر ، فروشگاهها پر و ....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391   توسط آقای رگبار   | 

 

اول از همه اگه این خبر چندروز قبل رو تا الان نخوندین بخونین : در پي کسب اخبار و اطلاعاتي مبني بر اين که تعداد ۴۵ دختر و پسر جوان در قالب تور مختلط گروهي قصد سفر به ارتفاعات روستاي کنگ مشهد را داشتند، مأموران در همان آغاز راه و زماني که اتوبوس حامل اعضاي اين تور قصد عزيمت به منطقه مورد نظر را داشت، ۲۴ پسر و ۲۱ دختر را که با يکديگر هيچ نسبت خانوادگي نداشتند دستگير کرده و به مقر پليس امنيت اخلاقي انتقال دادند. راننده اتوبوس حامل مسافران تور مختلط، مسئول آژانسي که اتوبوس را اعزام کرده بود، راهنماي تور و همچنين کسي که مجوز کوهنوردي براي اعضاي اين تور را صادر کرده بود نیز دستگير و به همراه ديگر افراد دستگير شده به مراجع قضايي معرفي شدند.

راستش من هرچی فکر کردم وقتی هنوز هیچ جرمی واقع نشده چه جوری میشه افراد رو از توی اتوبوس و در یه مکان عمومی به جرم این که شما قصد داشتید با هم به کوه بروید دستگیر کرد نه این که حتی مانع شروع کوه پیمایبشان شد بلکه دستگیر کرد! ( مگه این که همین با هم به کوه رفتن خودش یه جرم جدید باشه و من بی اطلاعم ) نفهمیدم که نفهمیدم و مدتی به تفکر در این معنی گذشت که ناگاه چون مرحوم مغفور ارشمیدس پرده غفلت از دیدگانم کنار رفت و اورکا اورکا گویان به گیر موضوع پی بردم .

حالا بشنوین که گیر موضوع در چه بود . در عدم تناسب تعداد دخترها و پسرها !

فکرش رو بکنین .اصلا چه معنی داره که 24پسر و 21دختر برن ؟ باز اگه 24پسر بودو 24دختر یه چیزی، یا حتی اگه 21پسر بود و 24دختر باز هم یه چیزی ، اما 24پسر و 21 دختر ؟!! استغفرالله . دیگه بعضی ها دارن یواش یواش همه چیز رو زیر سوال می برن . اگه به هر پسری یه دختر می رسید می شد زیر سبیلی در کرد و اگه حتی تعداد دخترها بیشتر بود باز هم خیالی نبود که شرع راه رو باز گذاشته که هر مرد مسلمان با 4زن بتونه در عین حال رابطه داشته باشه ،پس اون سه تا دختر اضافی تُخس می شدند تو پسرها . اما و اما حالا که 3 تا دختر هم کم بوده میدونین می تونست چه اتفاقی بیافته ؟

آقایون دستتون درد نکنه بابت این پیشگیری که ما مو می بینیم و شما پیچش مو !

 ....

کامنت برگزیده

ارکیده گفته : ياد اتفاقي افتادم كه چند وقت پيش براي ما پيش اومد... يه ده دوازده نفري تصميم گرفتيم از دو روز تعطيلي استفاده كنيم و بريم يكي از شهرها رو بببينيم. موقع برگشت وقتي پياده شديم كه چند تا عكس بگيريم هممون رو گرفتند و انگ هايي كه به ما چسبوندند شاهكار بود... ( از كجا معلوم كه ديشب همتون كنار هم نخواببيده باشيد؟) ( شما آقا؟ با اين سن چرا هنوز ازدواج نكردي؟ دنبال چي هستي؟) ( يه يكي از دوستان كه يكي از كارخونه هاي بزرگ خونه و ماشين و... داده بود كه تو اونجا مشغول به كار بشه انگ دختر فراري زدند كه چطور با خانواده ات زندگي نمي كني؟) ( چطوري شوهر بي غيرتت اجازه داده با چند تا پسر بياي مسافرت؟ " اصلا انگار نه انگار كه 8 تا دختر هم با ما بود!") خلاصه كه يه پيك نيك ساده رو برامون تبديل كردند به جرمي بدتر از قتل و قاچاق و دزدي و اختلاس...!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391   توسط آقای رگبار   | 

 

روانشناسها به ما می گن که بچه هایی که حیوونا رو آزار می دن و از این کار لذت می برن ،کسانی اند که خودشون مورد آزار بزرگتر از خودشون قرار می گیرن و به نوعی دارن خودشون رو تخلیه روحی میکنن .

وقتی می بینیم تو مملکتمون مردم گنده بک هم همین رفتار رو نسبت به حیوونای زبون بسته نشون می دن و جلوی توله خرسها مادرش رو با سنگ زجرکش می کنن و یا این که دم یه روباه رو می برن و با شیلنگ باد روباه رو زنده زنده باد می کنن تا بترکه و بخندند و یا این که تو این آخرین مورد عیان شده ،این قدر با یه پتک سنگین می زنن تو سر الاغ بیچاره ای ،این قدر که بمیره و زورشون رو به رخ بقیه احمقهای دور و برشون بکشن وقهقهه شادمانه سر بدن و صدها مورد دیگه از شکنجه حیوانات بیگناه و بی آزار که تا بحال فیلمش گرفته نشده و بنابراین رسانه ای هم نشده ولی خودمون تو اطرافمون می تونیم نشونه هاش رو ببینیم ...

...می فهمیم که واقعا این ملت هنوز عقده های خیلی زیادی داره که بهش پرداخته نشده .

 ....

کامنت برگزیده

نسرین گفته : یه بار با چشم خودم دیدم یه عده جوون بیکار لات و علاف که مثلا اومده بودن طبیعت گردی یه مارمولک رو روی سنگها پیدا کردن و زنده زنده انداختنش روی خاکستر داغ
حیوونی چندبار سعی کرد فرار کنه باز گرفتنش و انداختنش رو خاکسترها
و آخر سر با یه چوبی چیزی نگهش داشتن تا نتونه فرار کنه اون بیچاره هم دود کرد و جزغاله شد و سه-چهارتایی زدن زیر خنده
خواستم برم یه چیزی بهشون بگم راستش از قیافشون ترسیدم اما یادم هم نمیره
حالا این بیچاره حتی اگه مارمولک هم بود جون داشت و به اندازه همین الاغ نگون بخت گناه داشت
اینهمه تبصره و قانون و چه و چه داریم یه قانون نداریم که بگه آزار حیوانات و مجودات زنده جرمه و حبس داره گاهی فکر میکنم اگه برای جون انسانها هم قانونی نبود وحشیهای درنده صفتی مثل اینها با یه آدم تنها و بی پناه چه کار میکردن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391   توسط آقای رگبار   | 

 

چون امروز روز زن و روز مادر و روز مادربزرگ و روز خواهر و روز نامزد و روز دوست دختر می باشه و باید تبریک گفت به جمیع نسوان خواننده ، علی الخصوص بانوان کامنت گذار عزیز و دوست داشتنی بنده ، پس این مهم را انجام داده و خدمتتون تبریک بلند وغرائی عرض نموده و آرزوی بهترین ها رو براتون دارم . یکی از مهمترین چیزها در این روز هدیه دادنه و بنده به عنوان هدیه وبلاگی ،یه خاطره ای از هدیه دادن به بابارن خانوم رو در روز تولدشون براتون تعریف می کنم . باشد که مورد قبول افتد !

تولد باران و خواهرش شبنم اوائل تابستون توی یه روزه ،البته با یک فاصله چهارساله . این جزو عجایبیه که در نگاه اول بامزه است ولی به تدریج بی مزه و دردسر آفرین می شه . تا وقتی مجرد بودند خب خیالی نبود و جفت تولدها تو یه روز برگزار می شد و پدر مادرشون یه خرج برای جشن می کردند . شاید یه جورهایی هم صرفه جویی محسوب می شد .

من که با باران ازدواج کردم باز هم زیاد بد نبود به استثناء این که هیچ وقت نتونستم یه جشن تولد یکه براش بگیرم و همیشه سر کیکش شبنم هم داشت به شمعهای چهار سال کوچیکترش فوت می کرد و من مجبور بودم توی یه روز دو تا کادو بدم .

اما وقتی شبنم ازدواج کرد گرفتاری بیشتر شد چون اون دلش می خواست توی خونه خودشون تولد بگیره و ما هم ایضا . خب دیگه این جور وقتاست که دو درویش در گلیمی بخسبندو دو پادشاه در اقلیمی نگنجند و حالا اینا هم تازه ازدواج کردند و دوست دارندخونه خودشون باشند و این هم بگذرد و اینها .

خلاصه این که توی یه روز دنیا اومدن یه بدی هایی هم داره . اما همه این حرفا به کنار دوتا باجناق می خوان کادو بدن خواه ناخواه کادوهاشون با هم مقایسه می شه . پارسال تولدشون یه جا بود ، تو خونه ما ، و اول آقا باجناقه کادوش رو در آورد و با افتخار تقدیم کرد که یه دوربین دیجیتال مارک چی چی سونیک و چندین مگاپیکسل بود و کلی گرون نما به نظر می اومد و خودش گفت که 400هزار چوق پاش خرج کرده .

از شما پنهون نباشه کادویی که من خریده بودم به مراتب ارزون تر بود اما منم از تک و تا نیافتادم و گفتم بهک نگاش کن رفته یه چیزی خریده که خودش استفاده کنه !تو که اینو فقط برای شبنم نخریدی . کادویی من برای باران خریدم که فقط برای خودشه و خودش بتونه استفاده کنه . این جا بود که همه به من نگاه کردند که ببیند من چه چیز اختصاصی ای خریدم .

بنده هم بلندشدم و رفتم از توی اتاق یک کادوی بزرگ که باید با دو تا دست حمل می شد رو آوردم و تقدیم به عیال نموده و گفتم بیا عزیزم کادوی من فقط مخصوص خودته و می دیدم تو چشم حاضرین که چقده مشتاقند ببیند که چیه اون کادوی اختصاصی . حالا برای این که شما رو هم کمی در هیجان اون کادو نگه دارم بقیه داستان رو در ادامه مطلب  میارم !!! یه کلیک کنین و عکس چیزی که براش خریدم رو ببینین !

....

کامنت برگزیده

مهدیه گفته : باران بانو مبارک باشه.
الحمدالله شما هم کم نمیارین یک هدیه خریدین که مورد استفاده کل خانواده است...
البته ناگفته نمونه منم یکسال روز پدر سینی سیلور خریدم.
اما..
برادران گرامی بنده از همین تیریبون اعلام میکنم که برخلاف تئوری معروف مبنی بر ظاهربین بودن خانمها اکثریت بانوان همینکه شما روز تولد و سالگرد ازدواجتون به یادتون باشه و یک شاخه گل بخرید براشون ارزشمنده ..مهم این بود که شما فراموش نکردید.
حالا اون گوشه کنارها یک تراولی .. گوشواره ای .. هم ردوبدل بشه بلامانع است.. احتیاط واجب بر ان است که شرط اول رعایت گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391   توسط آقای رگبار   |